سفارش تبلیغ
صبا ویژن

یک کلام حرف خودمونی

 

دانلود موسیقی خواب و آرامش
دانلود رمان میخواهم زندگی کنم
دانلود رمان عشق و هزار و یک شب
دانلود رمان در جستجوی بهار
دانلود رمان شبهای تهران
دانلود رمان لیلا
دانلود رمان زن قراردادی
دانلود رمان پری خانه پدر بزرگ
دانلود رمان وادی عشق و گناه
دانلود رمان زندگی دوباره
دانلود رمان اسیر تقدیر عشق
دانلود رمان ژالاب
دانلود رمان شایان
دانلود رمان چشمان وحشی
دانلود رمان بازی ایام
دانلود رمان عروس خانم کدومشونن
دانلود رمان رقص در خاطره
دانلود رمان غم های زندگی
دانلود رمان اشک مهتاب
دانلود رمان ماه عسل
دانلود رمان حس خفته
دانلود رمان لحضه عاشق شدن
دانلود رمان پریا
دانلود رمان تولد دوباره یک عشق
دانلود رمان عشق و هوس
دانلود رمان سالومه
دانلود رمان زمین عشق
دانلود رمان عشق تا ابد
دانلود رمان چشمان همیشه مست
دانلود رمان زن نیمه ی تنها
دانلود رمان شب شیشه ای
دانلود رمان کیش و مات
دانلود رمان رنج خورشید
دانلود رمان صورت پنهان
دانلود رمان سایه های عشق
دانلود رمان خاطره ها - غروب عاشقان
دانلود رمان آفتاب در پس سایه
دانلود رمان هم نوا با ترانه های دلتنگی
دانلود رمان نکند تنها بمانی
دانلود رمان ناقوس خاطره ها
دانلود رمان شبهای مهتابی
دانلود رمان رنگ گل نسترن
دانلود رمان عشق من خداحافظ
دانلود رمان دره های عشق
دانلود رمان صبح پشیمانی
دانلود رمان ویلای زعفرانیه
دانلود رمان سرنوشت
دانلود رمان گل یخ
دانلود رمان طلوع خوشبختی
دانلود رمان این روزهای بارانی
دانلود رمان قلب ستاره
دانلود رمان قلب شیرینم هدیه به تو

تاکید میکنم بخونین

علت دیوانگی

پزشک قانونی به بیمارستان دولتی سرکی کشید و مردی را میان دیوانگان دید

که به نظر خیلی باهوش میامد. وی اورا صدا کرد و با کمال مهرابانی پرسید "میبخشید آقا شمارا به چه علت به تیمارستان آورده اند!؟"


مرد در جواب گفت:

آقای دکتر بنده زنی گرفتم که دختری 18 ساله  داشت .روزی پدرم از این دختر خوشش آمد و اورا گرفت . از آن روز به بعد زن من .مادر زن پدر شوهرش شد . و چندی بعد دختر زن که زن پدرم بود و مادر ناتنی من

پسری زائید که نامش را چنگیز گذاشتند چنگیز برادر من شد. زیرا پسر پدرمم بود و من پدر بزرگ برادر ناتنی خود شده بودم!

چندی بعد زن من پسری زایید و از آن روز زن پدرم خواهر ناتنی پسرم و حتی مادر بزرگ او شد.در صورتی که پسرم. برادر مادر بزرگ خود و حتی نوه او بود. از طرفی چون مادرفعلی من یعنی دختر زنم خواهر پسرم

میشود. بنده ظاهرا خواهر زاده پسرم شده ام من پدر مادرم و پدر بزرگ خود هستم پس پدرم , هم برادر من است و هم نوه ام!!

حالا آقای دکتر اگر شما هم  به چنین مصیبتی گرفتار میشدید, آیا کارتان به تیمارستان نمیکشید !؟


ارسال شده در توسط amir