سفارش تبلیغ
کمک به محرومان
کمک به محرومان

یک کلام حرف خودمونی

 

دانلود موسیقی خواب و آرامش
دانلود رمان میخواهم زندگی کنم
دانلود رمان عشق و هزار و یک شب
دانلود رمان در جستجوی بهار
دانلود رمان شبهای تهران
دانلود رمان لیلا
دانلود رمان زن قراردادی
دانلود رمان پری خانه پدر بزرگ
دانلود رمان وادی عشق و گناه
دانلود رمان زندگی دوباره
دانلود رمان اسیر تقدیر عشق
دانلود رمان ژالاب
دانلود رمان شایان
دانلود رمان چشمان وحشی
دانلود رمان بازی ایام
دانلود رمان عروس خانم کدومشونن
دانلود رمان رقص در خاطره
دانلود رمان غم های زندگی
دانلود رمان اشک مهتاب
دانلود رمان ماه عسل
دانلود رمان حس خفته
دانلود رمان لحضه عاشق شدن
دانلود رمان پریا
دانلود رمان تولد دوباره یک عشق
دانلود رمان عشق و هوس
دانلود رمان سالومه
دانلود رمان زمین عشق
دانلود رمان عشق تا ابد
دانلود رمان چشمان همیشه مست
دانلود رمان زن نیمه ی تنها
دانلود رمان شب شیشه ای
دانلود رمان کیش و مات
دانلود رمان رنج خورشید
دانلود رمان صورت پنهان
دانلود رمان سایه های عشق
دانلود رمان خاطره ها - غروب عاشقان
دانلود رمان آفتاب در پس سایه
دانلود رمان هم نوا با ترانه های دلتنگی
دانلود رمان نکند تنها بمانی
دانلود رمان ناقوس خاطره ها
دانلود رمان شبهای مهتابی
دانلود رمان رنگ گل نسترن
دانلود رمان عشق من خداحافظ
دانلود رمان دره های عشق
دانلود رمان صبح پشیمانی
دانلود رمان ویلای زعفرانیه
دانلود رمان سرنوشت
دانلود رمان گل یخ
دانلود رمان طلوع خوشبختی
دانلود رمان این روزهای بارانی
دانلود رمان قلب ستاره
دانلود رمان قلب شیرینم هدیه به تو


دانلود رمان زمین عشق اثر ز . ابوکهکی




بخشی از این رمان :


با صدای مادر از خواب بیدار شدم:
_مادر تو رو خدا بگذارید بخوابم،خیلی خسته ام.
_خودت گفتی وقتی فوتبال شروع شد،بیدارت کنم.
با شنیدن نام فوتبال از رختخواب خارج شدم صورت مادر را بوسیدم و گفتم:خیلی وقت است که شروع شده؟
_وقتی آمدم صدایت کنم تازه شروع شده بود.
از اتاق خارج شدم صدای گزارشگر تلویزیون مرا به سمت خود کشاند مادر راست می گفت دو،سه دقیقه بیشتر از شروع بازی نگذشته بود.او به خوبی می دانست که من عاشق فوتبال هستم اما نمی دانست چرا؟ پیش خود فکر می کرد چون تنها هستم و از کودکی همبازی نداشته ام این ورزش زیبا و پر افت و خیز را دوست دارم.
دقیقه بیست و سوم بازی بود که گزارشگر فریاد کشید گل،گل باز هم شایان شکوری است که گل می زند مثل همیشه این اسم را چندین بار در دلم تکرار کردم قلبم به شدت می طپید.چند بار صحنه گل را نشان دادند.نمی دانم کی و از چه زمانی احساس کردم وجودش برایم با ارزش است فقط وقتی به خود آمدم که دریافتم تمامی وجودم لبریز از عشق اوست.این که چرا بین این همه انسان او را انتخاب کرده بودم را نمی دانستم در حالی که بین ما صدها کیلومتر فاصله بود و او در تمام عمرش حتی یکبار مرا ندیده بود.
جوان ترین بازیکن تیم ملی بود و این طور که در روزنامه خوانده بودم تنها بیست و دو سال داشت آرزویم این بود که فاصله ها برداشته شود و من یکبار هم که شده او را ببینم.







لینک دانلود رمان زمین عشق در پایین :






zamine-eshgh


ارسال شده در توسط amir

داستان عاشقانه آوا و پسر سرطانی
داستان جالب و خیلی زیبا عاشقانه و غمگین اثبات عشق
داستان جالب و بسیار زیبای عشق واقعی
داستان بسیار زیبای شاخه گل خشکیده
داستان سوتفاهم عاشقانه به نام اگر کمی زودتر
داستان کوتاه عشق رنگین کمان و مروارید
داستان فوق العاده زیبای ابراز عشق
علت دیوانگی
داستان غمگین و عاشقانه و بسیار زیبای \من اینو میدونستم
داستان بسیار زیبای انتخاب همسر شاهزاده : گل صداقت در دانه عقیم
داستان زیبای عشق و آرامش
داستان زیبای پالتو
* بهت گفتم دوست دارم * حتما بخونید
داستان زیبای ،زیباترین قلب
داستان بسیار زیبای عشق و دیوانگی
داستان زیبا و عاشقانه ی دلیل عشق
داستان زیبای دختر کوچولوی فدا کار
داستان کوتاه زیبای سیگار
داستان زیبای عشق واقعی
داستان عاشقانه وغمگین عشق مرده
داستان *عاشقان مرده* غم انگیز واقعی
داستان زیبای خراش های عشق مادر
داستان زیبا و پر احساسی *احساس مادرانه
داستان زیبای شب عید
داستان واقعی بغض دار
داستان زیبای عشق فراموش شده
داستان زیبای مادر بد بخت
رابطه دختر و پسر 1
رابطه دختر و پسر 2
رابطه دختر و پسر 3
رابطه دختر و پسر 4
رابطه دختر و پسر 5
داستان زیبای شرط عشق
داستان زیبای عشق بر خاک رفته
داستان زیبای تو اگه بری من میمیرم
داستان زیبای عشق حقیقی
داستان زیبای خیانت خاموش
داستان زیبای قلب
داستان زیبای دختر نادان
داستان زیبای ماجرای گوزیدن دختر دانشجو
داستان زیبای مرا بغل کن
داستان زیبای دخترک بینوا