• وبلاگ : يـک کـلام حـرف خـودمـوني
  • يادداشت : داستان زيباي خيانت خاموش
  • نظرات : 0 خصوصي ، 6 عمومي
  • چراغ جادو

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    + مبينا 
    س خيلي زيبا بود بايد به همچين پسرا گفت دختري که به تواجازه ميده لمسش کني بايد ميفهميدي که اون زن زندگي نيست از طرف يه خواهر واسه همه دادشهاي خودم
    + آسمان 
    قمار زندگي را به کسي باختم که "تک دل" را با "خشت" بريد جريمه اش يک عمر حسرت شد! باخت زيبايي بود....!!!
    يادش رفته بود که من يارش هستم نه حريفش!! ياد گرفتم به "دل" ،"دل" نبندم...
    ياد گرفتم از روي "دل " حکم نکنم...
    دل را بايد"بر"زد جايش سنگ ريخت.. که با خشت "تک بري" نکنند!
    + nasir 
    ايول عاليييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييي بود
    + nasir 
    عاليييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييي اي ول

    + nazi 

    akhey elahi man bemiraaaaaam baraye ehsasate on pesare

    vay ishala hishki in bala ha saresh nayad

    + رويا 

    خيييييييييييييييلي قشنگ بود افرين نيموليوف.ولي واقعا زن اينقد پست هم پيداميشه؟!!!!!!!!خخخخخخخخخ فكرميكردم فقط مرداخيانت ميكنن.اونم باشوهرو بچه خيانت؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!
    پاسخ

    ham zan ham mard hardo hkiyanat mikonn